تبليغاتX
نویسا

از زخم قلب...........          احمد شاملو شاعری که همیشه زنده است

دختران دشت!

دختران انتظار!

دختران اميد تنگ

در دشت بيكران,

و آرزوهاي بيكران

در خلق هاي تنگ!

دختران خيال آلاچيق نو

د رآلاچيق هايي كه صد سال!_

از ره جامه تان اگر بشكوفيد

باد ديوانه

بال بلند اسب تمنا را

آشفته كرد خواهد ...


ادامه مطلب
+ به قلم فریبا محمدی در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 17:19 |

"پاسخ"

فريدون فرخزاد
عشق من آزادی من است
رود را مينگرم, كه چه آرام است
و چه طوفانی دارد در خويش
ميرود گام به گام
ميكشد خويش به پيش
ميزند شيشه يكرنگی خود را به دل سنگ -
                                                         ولي
حاصلش آبادی است
                                                    
***
عشق من آزادی من است
مثل آبی كه فروميريزد, از جبالی در هند-
                                                    بر فلاتی درغرب
و زمين را كه پر از وسوسه رستن هاست
ميدهد صيقل چون آيينه
و حكايات سبز سالی را-
                               ميبرد, سينه به سينه
كاروان نور است
راهی شهر عروسكها
نه ترك بر ميدارد, نه طپشهايش را ميدهد از دست
فارغ از دلگيری است
فارغ از بن بست

عشق من آزادی من است.


ادامه مطلب
+ به قلم فریبا محمدی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 11:37 |
قتل یک زن جوان در کردستان
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
 دهگلان؛ یک فرد به نام " تیمور" عضو یک نهاد امنیتی همسر خود را به نام " فریبا
 سلیمانی" با شلیک 14 گلوله به قتل رساند.روز جمعه 20 مردادماه فردی به نام 
"تیمور" از اهالی روستای حسن آباد دهگلان همسر خود را به نام "فریبا سلیمانی"
 در انظار دو کودک خردسال وی و مردم روستا با شلیک 14 گلوله به قتل رساند. 
قاتل که عضو یک نهاد امنیتی است هم اکنون دستگیر و بازداشت شده است. گفته 
می شود این فرد پیش تر نیز موجب مرگ سه عضو خانواده همسرش در یک حادثه
 رانندگی مشکوک گردیده است.
باز هم ناموس پرستی و دفاع از شرف جان زن دیگری را گرفت. زنان بی گناهی در 
طول تاریخ سیاه مردسالاری به دست مردان نادان و جاهل جان خود را از دست دادند.
+ به قلم فریبا محمدی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 11:28 |

مرگ مشکوک زنی در ماهیدشت کرمانشاه

 

بنا به خبری که یکی از دوستانم از منطقه کرمانشاه برایم ارسال کرده است، چند روز پیش در یکی از روستاها ی بخش ماهیدشت کرمانشاه، زن جوانی به طرز مرموزی جان خود را از دست داد و سریعا به پزشکی قانونی منتقل گردید.

در آنجا علت مرگ را سکته قلبی تشخیص دادند که بعدها مشخص گردید که شوهر این زن آشناهای زیادی در پزشکی قانونی دارد. این در حالی است که مردم روستا بر این باورند که این زن سکته نکرده بلکه به قتل رسیده است. بدین ترتیب زن دیگری کشته می شود و مرگ او مثل هزاران زن دیگر در پرده ابهام باقی خواهد ماند.

 

+ به قلم فریبا محمدی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 11:16 |

برای آنانی که ایستاده می خوانند
مادرانی از جنس آفتاب و سنگ

محمود معتقدی  

زنان کوچه های باران
هنوز
  با پراهنی سرخ
  کودکان آتش و باد را
  به سرزمین های خانه
  باز می آورند و
برلبان پروانه های سبز
  اینک
  رازی به تولدی عاشقانه
  بر می خوانند
مادرانی ازجنس آفتاب و
  سنگ


ادامه مطلب
+ به قلم فریبا محمدی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 10:32 |

بياييد با هم به آسمان نگاه كنيم!

دخترک از اینکه همچون مثل خیلی از دخترها، با برادرش به پارک آمده بود، خیلی خوشحال بود، و اسیر غوغای کودکانه خود، جای خالی پدر را کمتر احساس می کرد، دخترک که صدای خنده کودکانه اش فضای پارک را پر کرده بود، ناگهان ایستاد و به چشمان خیس و سرخ برادر نگاه کرد، نمی توانست باور کند. اما حقیقت داشت. برادر سخت گریه می کرد. وقتی با دستهای کوچکش، اشک های چشم برادر را پاک کرد، با بغض از برادر پرسید. داداش! چرا گریه می کنی؟! یاد پدر افتادی؟!

 


ادامه مطلب
+ به قلم فریبا محمدی در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 18:43 |

اکبر محمدی دانشجوی زندانی در زندان اوین درگذشت.

بی گمان نام و خاطره اکبر محمدی هیچگاه از خاطره ها نخواهد رفت او از نسل مبارزین جنبش دانشجویی بر علیه استبداد بود. جنبش دانشجویی در ایران همواره برای رسیدن به ازادی و برابری متحمل خسارات فراوانی شده است . اکبر نیز مبارزی بود که برای رسیدن به آرمانهایش جان باخت یادش گرامی باد.

+ به قلم فریبا محمدی در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 18:51 |