تبليغاتX
نویسا

زنان اسلامی هم گرفتار مد لباس شدند. اما مانکن شدن زنان برای این نقش چه اسلامی و غیر اسلامی تنها نقش ضیعف و ناتوان آنان را به نمایش می گذارد.

+ به قلم فریبا محمدی در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 17:42 |

آرزو می كنم هر چه زودتر ميان اسرائيل و لبنان صلح برقرار شود و

در جهان شاهد هيچ جنگی نباشيم، اگر همه حسن نيت داشته

باشند و حق همديگر و مذاهب را محترم بشمارند، هيچ جنگی در

جهان به وجود نمی‌‏آيد، وظيفه روشنفكر ايرانی، صلح‌‏خواهی و

تبليغ آن در جهان است

 


ادامه مطلب
+ به قلم فریبا محمدی در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 و ساعت 10:55 |

خودسوزی زنی در منطقه سنندج

 

زنی اهل روستای آساوله از توابع منطقه سنندج بر اثر مشکلات خود را به آتش کشیده و جانش را از دست داده است. شوهر این زن به دلیل نبود کار و فقر برای کارگری راهی شهرهای دیگر ایران شده واین زن در منزل پدرش بوده که متاسفانه گفته می شود بر اثر مشکلات اجتماعی خودسوزی کرده است. شایان ذکر است که این زن حامله بوده است.

 

+ به قلم فریبا محمدی در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 11:58 |

خبری از سنندج

 

روزپنجشنبه بیست ویکم تیر ماه گروه موسیقی بانوان در شهرسنندج کنسرتی برگزار کردند،که به ناچار وطبق ضوابط جمهوری اسلامی فقط زنان حق حضورداشتند. درهنگام آنتراکت مجری برنامه به خواندن شعر پرداخت.چند نفر از میان

جمعیت درخواست کردند که از سیمین چایچی جهت شعر خوانی دعوت شود.درخواست ها بی جواب ماند .اما در خاتمه مراسم پس ا ز اعتراضاتی که صورت گرفت معلوم شد که به دستور  خسرو معین افشار تاکید شده  سیمین اجازه

حضور و صحبت ندارد.

این مسله نشان دهنده تنگ شدن دایره بسته ی فعالیتها وحضور زنانی مانند سیمين که از پایگاه مردمی برخوردارند.

امافراموش نشود که عاقبت پادوهایی مانند معین افشارزباله دانی است.

 

+ به قلم فریبا محمدی در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 11:21 |

صعود دختران دانشجو به قله ی دماوند. این صعود به مناسبت روز ملی دماوند برگزار شد

+ به قلم فریبا محمدی در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 10:18 |

+ به قلم فریبا محمدی در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 و ساعت 11:21 |

18تیر،طلوعی دیگر برای جنبش دانشجویی

 

فریبا محمدی

وقایع بسیاری هستند که با گذشت سالیان متمادی هیچگاه از اذهان زدوده نمی­شود و برای همیشه در تاریخ به ثبت می­رسند. 18 تیرماه از جمله چنین روزهایی است که هیچگاه از یاد نخواهد رفت. 18 تیر سال 1378 برگ زرینی در تاریخ جنبش دانشجویی در ایران به ثبت رساند. در این روز بار دیگر ندای عدالت خواهی و آزاده­گی از دانشگاههای ایران به گوش رسید و بار دیگر ثابت نمودند که دانشگاه سنگر مبارزه با استبداد است. در ایران دانشجویان به عنوان قشر آکتیو جامعه از بدو تاسیس دانشگاه تاکنون پرچمدار آزادی و دمکراسی بوده و همواره در صف نخست مبارزه با استبداد قرار گرفته­اند.

 


ادامه مطلب
+ به قلم فریبا محمدی در یکشنبه هجدهم تیر 1385 و ساعت 11:50 |

18 تیرماه به عنوان برگ زرینی از تاریخ جنبش دانشجویی همیشه در تاریخ زنده خواهد ماند

+ به قلم فریبا محمدی در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 10:17 |

+ به قلم فریبا محمدی در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 10:14 |

روز ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ روز طلوع دیگری برای جنبش دانشجویی و روز فاصله گرفتن از اصلاح طلبی دولتی بود

+ به قلم فریبا محمدی در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 و ساعت 18:41 |

پنج حکم سنگسار ديگر در ايران!

کميته بين المللي عليه سنگسار

دو زن در اهواز، دو زن در شيراز و يک زن در زندان اوين ، در انتظار اجراي حکم سنگسارطبق اخباري که ديروز براي کميته بين المللي عليه سنگسار ارسال شده است، احکام متعدد سنگسار در ايران ، مجددا اعلام شده و حکومت اسلامي سعي دارد اين احکام را در خفا اعلام و اجرا کند. اخبار ارسالي به کميته عليه سنگسار حکايت از دو حکم سنگسار در زندان اهواز، دو حکم در شيراز و يک حکم در زندان اوين دارد. اين احکام علاوه بر حکم سنگسار ملکه قرباني است. جمهوري اسلامي ايران در دو هفته اخير، در زندان مشهد نيز يک نفر را سنگسار کرده است. اين اخبار با دقت فراوان سعي ميشود به خارج زندان درز نکند. کميته بين المللي عليه سنگسار ضمن ابراز خشم و نفرت خود از اين رفتار وحشيانه و قرون وسطايي حکومت اسلامي ، اعلام ميکند که اين موضوع را به يک مسئله جهاني تبديل کرده و يکبار ديگر همگان را به اعتراض عمومي عليه اين جنايات حکومت اسلامي دعوت خواهد کرد. در عين حال ما تلاش خواهيم کرد که سران حکومت اسلامي بدليل اين جنايات آشکار عليه بشريت، به پاي ميز محاکمه کشيده و در دادگاههاي بين المللي محاکمه شوند.

+ به قلم فریبا محمدی در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 و ساعت 11:45 |

همایش عظیم روز جهانی مبارزه با مواد مخدر در سنندج

 

 

موسسه فرهنگي  ورزشي هوراز و  و انچمن بهبان به همراه جمعي از زنان ومردان فعال به ميريت خانم فلوريا محمد پور در راستاي گراميداشت روز جهاني مبارزه با مواد مخدر در بعداظهر يكشنبه چارم تيرماه 85 همايشي در خانه كرد سنندج برگزار نمودند كه  مورد استقببال فراوان وهمراهي جمعي از فعالين عرصه هاي مختلف از جمله زنان وكودكان  آسيبهاي اجتماعي قرار گرفت  سيمين چايچي شاعر فعال عرصه زنان وكودكان نگين شيخ االسلامي فعال زنان  عطيه فدوي از هنرمندان فعال وفريده زا رعي از فعالين مدني از سنندج وگروه نمايش كمون مريوان  وجمعي از زنان ومردان فعالين اين شهر وساير شهرها ي استان از جمله دست اندركاران و ياري دهندگان برنامه بودند زحمتشان را ارج مينهيم

ريز برنامه ها

نام همايش آخر كو چه اعتياد و اميد به فردا

دبير همايش فلوريا محمد پور

1-  خير مقدم وسخنراني از طرف مجري برنامه اقاي سليم كريمي دبير انجمن پيشگيري از اعتياد ديواندره و از فعالين اين همايش

2-نمايش خياباني گروه تياتر كمون مريوان با نام اكسيژني براي مرگ

نويسنده سلام قادري كارگردان كريم خاوري – دستيار كارگردان پروين ذبيحي –با بازيگري خانم آشتي محمدي ، كاروان درسي، سركان يوسفي ،كريم خاوري، سلام قادري ،گريمور حديث معروفي وتهيه بروشور توسط خانم هانا خداداد ناگفته نماند كه اين نمايش بعداز دوبار اجرا در مريوان بنا به در خواست ارشاد مريوان تعطيل شد

3- سخنراني دبير همايش وچكيده ايي از اهداف كوتاه وبلند مدت انجمن بهبان وفعاليت اصلياين انجنم در زمينه زنان وجوانان و همچنين هوراز از طرف مدير اين دو انجمن خانم فلوريا محمد پور

4- سخنراني كارشناس برنامه ااقاي مختار فرهاديان

5- سخنراني و قرايت شعر همراه با ني از طرف  شاعر گرامي وفعال خانم چاييچي

6- مقاله خانم پروين ذبيحي در مورد بررسي نقش اعتياد در آسيبهاي اجتماعي ازجمله فقر فحشا وزنان وكودكان خياباني ازفعالين حقوق زنان وكودكان مريوان

7- مقاله خانم رحماني از فعالين مدني با نا م دود سفيد در سينه سياه ميشود

8-مصاحبه با 3نفر از معتاديني كه با سوابقي طولاني همت كرده وبا مبارزهاي بي امان تولدي ديگر داشته و در سلامت كامل و اميد به فردايي بهتر پيش ميروند  مباركشان باد اين پيروزي وراه پيش گرفته اشان پر رهروباد .عطا، هاجر، عادل و جلال عزيز اميدوا رم

 

زندگي شما الگوي هزاران مريض معتاد باشد وبه اميد ريشه كن شدن اعتياد وفقر وفحشا وخشونت درسراسر جهان دست دوستي تمام انسانها بهسويتان. سر سبز باشيد

 9- قرايت شعر اطرف قمرناز سعيدي از اعضاي فعال هلال احمر مريوان10-مصاحبه وفيلمبرداري كردستان  وآقايان يار احمدي  و تهيه عكس وخبر از طرف اقايان بختيار كريمي وبهمن شهبازي از مريوان وجمعي از شر كت كنندگان

11 –شركت بچه هاي مهد كودك قاصدك با لباس كردي  باشعارهاي در ضمينه اعتياد وپيامدهاي آن ازجمله خموشي گناه ماست ،نجات يك معتاد نجات جامعه است و...

12- موسقي توسط افشين كنعاني و ني كاوه رضا قلي

13 تهيه ونمايش ماكت دو معتاد صفر وتوزيع بروشور بلاخره مراسم در ميان استقبال گرم وپرشور مردم وپذيرايي با كيك وسانديس پايان يافت

    بر پايي نمايشگاه عكسوماكت در خيابان پاسداران سنندج

با همكاري نهادها وانجمنهاي مختلف نمايشگاه عكس ،ماكت كتاب ،جزوه وبروشور در هفته مبارزه با عتياد برپا شده با هدف شناساندن اين پديده شوم  و توانمند سازي مردم برپا كنندگان اين نمايشگاه بهزيستي،بهبان وهوراز،دانشگاه علوم پزشكي، كاردوكيا  آموزش و پرورش نيروي انتظامي و جمعيت همياران سنه هستند كه هر كدام شعار وبروشور ومطالب خاص خود را دارند. اما معاونت پيشگيري بهزيستي با تهيه بروشور وجزوهاي جالب وقابل ملاحضه نقش عمدهاي دارد . اعتياد ايدزچه بايد يكنيم؟،درمان اعتياد با متادون،آموزش زندگي براي زوجهاي جوان آثار مصرف مواد مخدر در چند بروشور ازجمله اين بروشورها هستند ،انجمن پيشگيري از اعتياد ديواندره با دبيري اقاي سليم كريمي نيز ازجمله شركت كنندگان در اين نمايشگاه هستند كه كتاب شعر اقاي كريمي به زبان كردي ودر رابطه با همين موضوع از خواندنيهاي جالب اين نمايشگاه است.

تولدي ديگر

اعتياد خزان زندگيست

نجات يك معتاد نجاد يك جامعه است

برپاي چند مراسم از كمپ تولدي ديگر در تالار عسل وچند نقطه شهر براي معتاداني كه پاك گشته و به دامن خانواده واجتماع برگشته انددر اين هفته از شور و حال ورقص وپايكوبي خاصي برخوردار بود خندها واشكهاي شوق ،پخش شيريني دراغوش گرفتنها و سيل تبريكات از طرف همدردهاي ديرينه شان و لبخند گرم واميدوار خانواده ها اشك را بر ديدگان جاري ميكرد. آميدوارم در اين دنياي نا برابر وپر از خشونت وفقر روزي برسد كه همه با هم وبدور از اين بلايا دست در دست هم دنيايي برابر و صلح آميز داشته باشيم به بدور از فقر، خشونت

، اعتياد،فحشا وساير اسيبهاي اجتماعي به اميد فردايي بهتر.

سه شنبه 6تيرماه 86

+ به قلم فریبا محمدی در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 18:41 |

اعتیاد در کشور زنانه‌تر می‌شود

اخبار روز

مهرزاد غنی‌پور: بر اساس طرح پژوهشی موسسهء تحقیقات اعتیاد داریوش در بررسی معتادان مراجعه‌کننده به مراکز درمان سرپایی سازمان بهزیستی در طی سال‌های ۷۷ تا ٨۱ تعداد زنان مراجعه‌کننده به این مراکز از ۹/۲ درصد به چهار درصد رسیده است. از آن‌جا که بسیاری از زنان معتاد به خاطر مسایل فرهنگی موجود در جامعه به این مراکز مراجعه نمی‌کنند این آمار می‌تواند نشان‌دهندهء افزایش تعداد زنان معتاد باشد.
این تحقیق همچنین جوان‌تر شدن و روستایی‌تر شدن اعتیاد در کشور را نشان می‌دهد. به طوری که تعداد افراد ۲۰ تا ۲۴ سالهء مراجعه‌کننده در سال ۷۷ تا ۷۹ افزایش یافته و تعداد افراد روستایی که در طول سال‌های اخیر مراجعه‌کرده‌اند، ‌دو برابر شده است.
رویا نوری کارشناس ارشد جامعه‌شناسی و مسوول واحد اجتماعی موسسهء داریوش دربارهء آمار زنان معتاد به سرمایه می‌گوید: «در حال حاضر یک میلیون و ٨۰۰ هزار معتاد وابسته به مصرف مواد مخدر در کشور شناسایی شده‌اند که برآورد می‌شود هفت درصد این تعداد را زنان معتاد تشکیل می‌دهند. هر چند به خاطر سختی شناسایی زنان معتاد این رقم قطعائ بالاتر است.
وی در ادامه می‌گوید: «اغلب این زنان توسط همسرانشان معتاد می‌شوند تا با شوهران خود همراه شوند و پس از این‌که گرفتار اعتیاد می‌شوند همسرانشان برای تامین مواد مورد مصرف پشت آن‌ها پنهان شده و از آن‌ها برای تهیهء این مواد استفاده می‌کنند. به این ترتیب زنان معتاد پس از اعتیاد در معرض آسیب‌های گوناگون اجتماعی قرار می‌گیرند.»
به گفتهء وی، طبق تحقیق دیگری که در سال ٨۴ انجام شد، ‌معلوم شد اکثریت این زنان شیره مصرف می‌کردند نه تریاک. با بررسی‌های بیشتر مشخص شد که مردان معتاد هیچ‌وقت نوع خوب موادی را که مصرف می‌کنند به همسرانشان نمی‌دهند و تنها ته‌ماندهء شیره‌ای را که بعد از سوختن تریاک در داخل ابزار می‌ماند برای مصرف به زنان خود می‌دهند.
«این که مسالهء اعتیاد فقط مربوط به طبقات پایین اجتماع بوده و افراد بر اثر فقر به اعتیاد کشیده می‌شوند، تفکر درستی نیست. بلکه علت عمدهء آن نداشتن هدف‌های متعالی و به دنبال آن مقطعی شدن لذت‌ها است.»
  نوری با ذکر این مطلب به علل گرایش زنان به مواد مخدر اشاره می‌کند و می‌گوید: «با توجه به ارتباطات جهانی و فشارهایی که در داخل به زنان وارد می‌شود، زنان به دنبال یک ابزارمردانه هستند تا بعد از دست رفتهء خود را به دست آورند. به عبارت دیگر در جامعهء ما ارزش‌هایی که بر مبنای آن اخلاقیات، زیبایی‌ها و فرازهای شخصیتی یک زن تعریف می‌شود، گم شده است. بدین ترتیب فرد سعی می کند با توسل به هر ابزاری به آنچه گمان می‌کند ندارد، دست پیداکند.»
از آنجا که جمعیت زنان معتاد کاملائ مخفی و پنهان هستند همیشه در تعداد دقیق این زنان ابهام وجود دارد. نوری در این باره می‌گوید: «مطالعه بر روی زنان معتاد در ایران نسبتائ دشوار است و ما فقط از سه طریق می‌توانیم این زنان را شناسایی کنیم: مراکز درمانی، زندان و خیابان به همین دلیل از آمار دیگر زنان معتاد یا زنانی که به صورت تفننی مواد را مصرف می‌کنند یا معتادانی که از وضعیت اقتصادی بالایی برخوردارند، بی‌خبر هستیم.»
این جامعه‌شناس دربارهء پروندهء مراجعان زن به مراکز درمانی می‌گوید: «با آن‌که مراکز کاهش آسیب اعتیاد مانعی برای مراجعهء خانم‌ها نگذاشته در میان پرونده‌هایی که در این مرکز بود فقط شش پرونده مربوط به زنان می‌شد که این زنان نیز غالبائ در محل شناخته شده بودند و حرفهء آن‌ها روسپیگری بود.» به گفتهء یکی از کارشناسان دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی تنها مرکز اجتماع درمان مدار   ) TC (   زنان معتاد در ایران که در استان مازندران واقع شده به دلیل مراجعهء اندک این زنان (پنج نفر) قرار است تبدیل به مرکزی برای استفادهء مردان شود.
نوری معتقد است: « این به دیدگاه جامعه در مورد زن معتاد برمی‌گردد به طوری که خطا و گناه یک زن معتاد به اندازهء یک مرد معتاد نیست و زن از ترس این‌که انگ معتاد به پیشانی‌اش بخورد به مراکز درمانی مراجعهء نمی‌کند.»
این کارشناس خانمی را در یکی از دانشگاه‌های معتبر استرالیا می‌شناسد که معتاد و پس از آن روسپی می شود اما بعد ترک اعتیاد می‌کند و از آنجا که به موضوع اعتیاد اشراف کامل دارد و با مراحل مختلف آن آشنا است در حال حاضر در یک مرکز دانشگاهی تحقیقات اعتیاد مشغول به کار است. او در ادامه می‌گوید: «آیا ما می‌توانیم در کشورمان این را بپذیریم که زنی با چنین سابقه‌ای مشغول به چنین کاری شود؟»
به گفتهء این کارشناس: «جامعهء ما نیازمند آگاه‌سازی است دربارهء این‌که اعتیاد یک بیماری است و زنان معتاد نیازمند به کمک هستند و به جای این نگاه آرمان گرایانه که بگوییم زنان ما مقام بسیار بالایی دارند باید به آمار رشد اعتیاد زنان توجه کرد و در عوض پنهان کردن آن‌ها، امکان حضورشان را در مراکز درمانی بالا ببریم.»

+ به قلم فریبا محمدی در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 18:35 |

چگوارا اسطوره همیشه زنده

 

 
اين نام چسان وسوسه بر انگيز است. چه طنيني دارد.نه!، اين تصوير را پايابي متصور نيست.... اين نگاه را و اين حضور را... صدايي است و نجوایی و آوایی و شاید که فریادی از ديروز،از اكنون و براي فردا،فردای فرداها. بيا جلو و شمع ها را فوت كن. آماده براي رزم فردا.تولدت مبارک رفیق "چه"...

آموختیم که به تو عشق بورزیم
از بلندای تاریخ
جایی که خورشید شهامتت
تو را به مرگ نزدیک می سازد.

در اینجا حضور «صراحت و شفافیت » دلگرم کننده ات
برجاست
فرمانده چه گوارا

دستان قوی و پرافتخارت
تاریخ را ورق می زند
زمانیکه تمامی سانتا کلارا
با هوشیاری ناظر تواند.

در اینجا حضور «صراحت و شفافیت » دلگرم کننده ات
برجاست
فرمانده چه گوارا

تو با خورشید بهاری
آمدی که شعله بر سوز سرما زنی
با شعله لبخندت پرچم آزادی را برپا کردی
در اینجا حضور «صراحت و شفافیت » دلگرم کننده ات
برجاست
فرمانده چه گوارا
عشق انقلابی تو
تو را به اعمال جسورانه نوینی رهبری می کند
جائیکه مقاومت و پایداری،
سلاح آزادیبخش تو را انتظار می کشد.
. در اینجا حضور «صراحت و شفافیت » دلگرم کننده ات
برجاست
فرمانده چه گوارا
ما راهمان را ادامه خواهیم داد
با هم بدنبال تو
و مثل فیدل، ما هم می گوئیم
فرمانده جاودانه

بر گرفته از وبلاگ سهیل آصفی

+ به قلم فریبا محمدی در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 8:22 |

ديبا عليخاني فعال حقوق زنان به دادگاه احضار شد

ديبا عليخاني دبير جامعه حمايت از زنان و فعال حقوق زنان به دادگاه احضار شد. وي يكي از فعالين حقوق زن و از جمله كساني است كه پس از شركت فعال در تجمع اعتراضي ٢٢ خرداد در ميدان ٧ تير به دادگاه فراخوانده شده است.

به نامبرده مدت ١ هفته جهت معرفي خود به دادگاه فرصت داده شد. اتهامات وي عبارتند از:

١- اقدام عليه امنيت ملي، انتشار نشريه و بروشورهاي حزبي

٢- حضور فعال در تجمع ٢٢ خرداد زنان در سال ٨٤ و ٢٢ خرداد سال ٨۵ (ميدان ٧ تير)

٣-سازماندهي و شركت فعال در مراسمهاي نفي خشونت عليه زنان، ٨ مارس ها، روز كارگر و همايشهاي مربوط به طرح و مطالبات زنان در جامعه  

٤- اعتراض به قانون اساسي و تلاش براي تغيير قوانين به نفع زنان

۵- سخنراني در اعتراض به انتخابات رياست جمهوري

٦- تحريك مردم براي ايجاد آشوب و بي نظمي در جامعه 

٧- تحقيق در مورد آسيبهاي اجتماعي و بالاخص  وضعيت زنان و كودكان در جامعه

٨- استفاده غير قانوني از كلينيكهاي مشاوره جهت ارائه مشاوره رايگان به زنان و كودكان

و... جامعه حمایت از زنان ۵ تیر ۸۵ 

همه با هم از دیبا علیخانی حمایت کنیم

 

+ به قلم فریبا محمدی در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت 16:23 |

نرخ ورود زنان به آموزش عالی در سالهای آینده بیش از ۷۰ درصد پیش‌بینی می‌شود

 

 

بر گرفته از سایت اخبار روز

از آن جا یی که طی سالهای اخیر آمارهایی پیرامون روند رو به افزایش زنان و دختران جوان به دانشگاهها دیده می‌شود و مسوولان امور جوانان نیز از میل بیشتر دختران جوان برای کسب آموزش عالی خبر می‌دهند، بر اساس آمار آموزش عالی در سال گذشته، بیش از ۶۰ درصد دانشجویان را زنان تشکیل ‌داده‌اند و بررسی‌ها نشان می‌دهد که این آمار در سالهای آتی به بیش از ۷۰ درصد نیز خواهد رسید.
به گزارش خبرنگار«زنان» ایسنا همین مسأله موضوع بحثهای کارشناسی فراوانی از زمان بروز تا کنون بوده است.
مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس، در تحلیل روند حضور رو به افزایش زنان ایران در سطوح آموزش عالی معتقد است که فراوانی پذیرش زنان نسبت به مردان و نیز پیشی گرفتن جمعیت دانشجویی زنان نسبت به مردان باعث شده که رویکرد و مداخله متمرکز دولتی برای توقف این روند به میان بیاید. در این رویکرد با استفاده از روش‌های آماری پیش‌بینی شده که فراوانی پذیرش دانشگاهی زنان نسبت به کل پذیرش در حال افزایش خواهد بود و طی سالهای آینده به هفتاد و چند درصد در مقایسه با بیست و چند درصد برای مردان خواهد رسید.
به گفته وی این رویکرد با استناد به این که توزیع جمعیتی زن و مرد تقریبا ۵۰ به ۵۰ است و با فرض این که درصد سمت‌های شغلی برای مردان حتی در کشورهای صنعتی نیز بیش از زنان است نتیجه می گیرد که روند افزایش پذیرش زنان در دانشگاهها باید با مداخله دولت مبنی بر سهمیه‌بندی متمرکز ۵۰ درصدی مهار شود؛ در غیر این صورت افزایش تعداد فارغ التحصیلان زن در رشته‌هایی مانند فیزیوتراپی، مهندسی کشاورزی، ترویج کشاورزی، خاک‌شناسی، زراعت و اصلاح نباتات گیاه پزشکی و صنایع غذایی از طرفی موجب کمبود نیروی انسانی متخصص مرد و از طرف دیگر جذب تعداد اندکی از دانش آموختگان زن این رشته‌ها به بازار کار خواهد شد.
همانگونه که افزایش تعداد فارغ التحصیلان زن در رشته‌های زبان و ادبیات فارسی، الهیات، علوم اجتماعی، علوم تربیتی و زمین شناسی موجب کمبود دبیر برای دبیرستانهای پسرانه خواهد شد.
فراستخواه می‌افزاید: در عین حال مجموعه عوامل تمرکز زدایی و مشارکت دانشگاهها و بخش خصوصی بعلاوه انتخاب عقلانی خانواده‌ها و مصرف کنندگان می‌تواند بهتر از مداخله متمرکز دولتی، تعادلی در ترکیب جنسیتی عرضه و تقاضای نیروی انسانی متخصص به وجود آورد.
پیشنهاداتی از این دست در حالی مطرح می‌شود که هنوز در ابعاد مهمی از آموزش عالی و فرصتهای مربوط به آن، زنان در موقعیتی نابرابر در مقایسه با مردان قرار دارند؛ به عنوان مثال سهم دانشجویان زن در گروههای فنی ـ مهندسی و کشاورزی و دامپزشکی بسیار کمتر از مردان است و یا در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی به جز دانشگاه آزاد اسلامی سهم دانشجویان زن در کارشناسی ارشد ٣۴/۲٨ درصد و در دوره دکتری تخصصی ۵٣/۲٣ درصد است.
این در حالیست که عواملی مانند ازدواج، مادر شدن، محاط شدن در نقش‌ها و وظایف سنتی خانگی و محرومیت از برخی فرصتهای موجود برای مردان سبب می‌شود که زنان حتی با وجود دسترسی در حال ازدیاد به آموزش عالی پایه از فرصت کمتری برای ادامه تحصیل در دوره‌های تحصیلات تکمیلی نسبت به مردان برخوردار باشند.
چنانچه مسعود صادقی و مصطفی عمادزاده در تحقیقی مشترک به این نتیجه دست می‌یابند که افزایش سطح تحصیلات علاوه بر این که فرصتهای اشتغال را برای زنان افزایش می‌دهد، موجب بالا رفتن سطح دستمزد آنها در بازار کار نیز می‌شود و در نتیجه احتمال آن که این گروه وارد بازار کار شوند، افزایش می‌یابد، به این ترتیب با افزایش سطح تحصیلات زنان به سوی آموزش عالی سطوح بالاتر، احتمال مشارکت آنها در بازار کار افزایش می‌یابد.
این تاکید در حالی صورت می‌گیرد که در جامعه شهری ایران نیز فرصت‌های شغلی مناسب اغلب تنها برای زنانی وجود دارد که از آموزش عالی بهره‌مندند.
در مجموع می‌توان گفت که با افزایش سهم زنان دارای مدرک دانشگاهی در نیروی کار، سهم آنها از اشتغال هم افزایش می‌یابد. به گونه‌ای که در سالهای اخیر، نسبت جمعیت دارای تحصیلات عالی به کل جمعیت فعال کشور در حال افزایش بوده و در نتیجه ترکیب بازار به نفع زنان دارای تحصیلات عالی در حال تغییر است.

+ به قلم فریبا محمدی در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت 10:7 |