تبليغاتX
نویسا

احمدی نژاد و وزرای پیشنهادیش،هشداری به جامعه ایران

 

فریبا محمدی

 

 

 

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران پس از روی کار آمدنش با افکار قرون وسطای برای ادامه راه امامش، ضربه های مهلکی به جامعه ایران وارد نموده است. وزاری پیشنهادیش برای تصدی وزارتخانه ها نگرانی همگان را برانگیخت. احمدی نژاد چهره های مخوف امنیتی نظامی را برای تصدی پستهای حساس برگزیده که همگی از چهره های بدنام رژیم اسلامی هستند.

در این راستا سردار نقدی را به عنوان نماینده ویژه خود و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز گماشته است. احمدی نژاد سردار نقدی را دارای سوابق ارزشمند و ارزنده نامید، اما هیچ اشاره ای به سوابق ارزشمند نامبرده نکرد.

در این جا به برخی از سوابق سردار نقدی اشاره می کنیم. وی در سرکوب خونین 18 تیر در  کوی دانشگاه دست داشته است. او همچنین در طرح ترور عبدالله نوری و مهاجرانی نقش داشته ویکی از متهمان اصلی شکنجه شهرداران در دوران کرباسچی است.

سردار نقدی در 12 فقره تجاوز به زنان و دختران و قتل جنسی و 36 فقره سرقت مسلحانه در تهران، چالوس، رامسر و اصفهان و ده ها جنایت دیگر دست داشته است.

 

اینها  سوابق سردار نقدی هستند که احمدی نژاد از آن یاد کرده است. البته از دیدگاه پاسدار احمدی نژاد اینها سوابق ارزشمندی هستند زیرا خود نیز دارای سوابق سیاهی می باشد. احمدی نژاد اخیرا نیز کسانی چون صادق محصولی،محمد ناظمی اردکانی،محمود فرشیدی و پرویز کاظمی را برای تصدی چهار وزارتخانه پیشنهاد کرد که آنها نیز دارای همان سوابق سیاهی هستند که باب دل احمدی نژاد می باشد.صادق محصولی وزیر پیشنهادی او برای تصدی پست وزارت نفت، فرمانده سپاه پاسداران اذربایجان غربی و شرقی، مسول تحقیق و بازرسی سپاه پاسداران لشکر 6 ویژه، دبیر شورای مشورتی مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرماندار ارومیه بوده است.این چهره نظامی را برای در دست گرفتن سکان یکی از مهمترین وزارت خانه ها یعنی وزارت نفت پیشنهاد کرده تا با خیال آسوده به چپاول وغارت سرمایه های عظیم نفتی بپردازند.

پرویز کاظمی، گزیته پیشنهادی برای وزارت اجتماعی فرمانده سپاه در کردستان بوده  که دستش به خون مردم کردستان آلوده است او با باندهای قاچاق نیز همکاری داشته است.این کابینه بیشتر به کابینه جنگ شبیه است و همگان را به این فکر فرو برده که آیا جنگی تازه بر علیه مردم ایران در راه است؟

 احمدی نژاد برای ادامه راه امامش به چنین کسانی نیاز دارد که قدرت را هر چه بیشتر یکدست و متحد سازد تا در مقابل سیاستهای بین المللی و بحرانهای داخلی یکدست ظاهر شوند. کسانی که احمدی نژاد پیشنهاد کرده است به حدی منفور و رسوا هستند که در دور اول نمایندگان مجلس به آنها رای ندادند و برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از وجود آنان اظهار نگرانی می کنند. این نشان می دهد که احمدی نژاد گوی سبقت را از نمایندگان محافظه کار و توندرو در مجلس هفتم  هم ربوده است.

 کسانی که مورد نظر رئیس جمهور هستند در شقاوت و بی رحمی و دزدی و رانت خواری و تجاوز و ترور و غارت اموال جامعه دست با لایی دارند و برای پیش بردن مقاصد احمدی نژاد ابزارهای مناسبی هستند.

پس از روی کارآمدن احمدی نژاد و دولتش روز به روز عرصه بین المللی بر ایران تنگتر شده و در داخل نیز سرکوب و اختناق بیشتر گسترش یافته است.سخنان احمدی نژاد در مورد اسرائیل و پشتیبانی از گروههای تروریستی و ماجرای پرونده غنی سازی اورانیوم ، همه و همه به زیان جامعه ایران است.

بر سر کار آمدن چنین کسانی و در دست گرفتن پستهای حساس و کلیدی، ضربه های مهلکی بر جامعه ایران خواهد زد، امابدون تردید،جامعه ایران تسلیم اراده این باند ارتجاعی نخواهد شد.

+ به قلم فریبا محمدی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 11:5 |

 

ایدز و فقر شبحی در آفریقا

 

                                                                   تهیه:فریبا محمدی

 

 

ایدزو فقر چون شبحی بر جهان سایه افکنده و روزانه جان ده ها نفر رامی گیرند. ویرس اچ آی وی به شدت در حال رشد است و در طول چند سال گذشته سیری صعودی داشته و کشورهای آفریقایی بیشترین آمار مبتلایان به ایدز را به خود اختصاص داده اند.

ایدز نیز قربانی خود را بیشتر از زنان و کودکان می گیرد و بر اساس آمار صندوق جمعیت سازمان ملل، زنان در سراسر دنیا به گونه ای نامتناسب آلوده به ایدز هستند و این مورد برای زنان  افریقایی بسیار بیشتر است، به شکلی که زنان افریقایی بیشترین لطمات را از اپیدمی شدن ایدز متحمل می شوند. بر اساس این گزارش 57 در صد از تمامی افراد آلوده به ایدز که در مناطق افریقایی زندگی می کنند زن هستند.

اما در این میان آنچه بسیار آزار دهنده است مبتلا شدن کودکان به ایدز است. سازمان ملل برای تغییر این برداشت که ایدز تنها بیماری بزرگسالان است در آماری منتشر کرد که هر ساله 600 هزار کودک زیر 15 سال به ویروس اچ آی وی آلوده می شوند و تقریبا 90 درصد آنها در کشورهای مرکزی و جنوب آفریقا زندگی می کنند.

سازمان ملل می گوید از آنجا که کودکان قادر به انعکاس نیازهای خود نیستند ادر دستور کار جهانی مبارزه با ایدز از قلم افتاده اند.برای مثال در آفریقا کمتر از دو در صد کودکان مبتلا به ایدز داروهای ضد ویروسی دریافت می کنند.

 سازمان ملل به شدت نگران شمار کودکانی است که پدر ومادر خود را بر اثر بیماری ایدز از دست داده اند وحال خود نیز در معرض خطر این بیماری قرار گرفته اند.متاسفانه شمار بسیار کمی از این کودکان زیر چتر حمایتی دولت هستند.سازمان ملل در پی آن است تا برای مقابله با ایدز کودکان از قلم نیفتند،زیرا در طول سالهای گذشته کمترین توجه به کودکان شده است.

در کشورهای آفریقای جنوبی فقر و ایدز چون شبحی بر این منطقه سایه گسترانیده و روزانه جان ده ها انسان را میگیرد.طبق امار سازمان جهانی غذا 100 میلیون کودک گرسنه در جهان وجود دارد که از دریافت هر گونه مساعدت محرومندکه بیشتر آنها در کشورهای آفریقایی زندگی می کنند.

با توجه به چنین آمارهایی به وضعیت کودکان در کشورهای فقیر و غیر صنعتی پی میبریم که چگونه قربانیان اصلی هر رویداد و بیماری و پدیده ای هستند.در سال جاری میلادی بیشتر از 6 میلیون نفر بر اثر گرسنگی جان سپرده اند. این در حالی است که با صرف هزینه های تاچیزی، میتوان بشدت با فقر و ایدز مبارزه کرد.  

+ به قلم فریبا محمدی در شنبه چهاردهم آبان 1384 و ساعت 9:40 |

روزنامه نگاران در بند قربانی سانسور جمهوری اسلامی

 

فریبا محمدی

 

 

پس از روی کار آمدن محمد خاتمی در سال 76روزنامه هایی سر بر آوردند که به خود جرات داده و به انتقادهایی دست زدند که همگی پس از مدتی قلع و قمع و توقیف گردیدند. هر چند روزنامه مستقل و خارج از قوانین رژیم وجود نداشت ، اما روزنامه های طرفدار اصلاح طلبان دولتی یکی پس از دیگری توقیف شدند.در مدت کوتاهی روزنامه و نشریات بسیاری تعطیل و روزنامه نگارانی نیز زندانی گردیدند که هنوز وضعیت برخی از آنها مشخص نیست.

صالح نیک بخت، وکیل دادگستری گفته است  مطبوعات توقیف شده در سالهای 79 تا 83  مشمول ماده 173 قانون آیین دادرسی کیفری شده وباید از آنها رفع توقیف شود.

او همچنین می گوید که طبق قانون مطبوعات، توقیف روزنامه ونشریات محدود است وگاهی مربوط به مجازات دائم آنها و زمانی مربوط به جرایم انتسابی به مدیر مسوول و نویسندگان آنها وگاهی ناشی از کوتاهی آنها در موارد خاص است.

نیک بخت به مواد 12 و13 قانون اقدامات تامینی و تربیتی اشاره میکند ومیگوید با توجه به این قانون واین که اکثر جرایم انتسابی به مدیران مسوول مطبوعات منتشره توسط نویسندگان این روزنامه ها از نوع افترا،نشر اکاذیب و توهین است،مجازات در نظر گرفته شده برای تمام این جرایم کمتر از سه سال است.بنابراین تمام این نشریات که از آخرین تعقیب آنها بیش از 5 سال می گذرد، باید رفع تعقیب گردند.

بر اساس سخنان آقای صالح نیک بخت وکیل دادگستری، رژیم جمهوری اسلامی باید به توقیف روزنامه ها یی که در طول چند سال گذشته تعطیل شده اند پایان دهدوروزنامه نگاران در بند را نیز آزاد کند. رژیم جمهوری اسلامی که رژیمی مستبد و توتالیتر است حتی به قوانین خویش که در واقع غیر دمکراتیک هم می باشد وقعی نمی نهد.

توقیف روزنامه ها یکی پس از دیگری و زندانی نمودن روزنامه نگاران باعث گردید که ایران در طول چند سال گذشته به عنوان بزرگترین زندان برای روزنامه نگاران شناخته شود.رژیم اسلامی نه تنها روزنامه نگاران،بلکه کسان بسیاری را تنها به جرم داشتن عقایدی دیگر زندانی و اعدام کرده است. تابستان خونین سال 67 برگ سیاهی از تاریخ جمهوری اسلامی میباشد که هرگز فراموش نخواهد شد که چگونه هزاران انسان مبارز تنها به جرم داشتن عقاید مخالف رژیم و بدون محاکمه اعدام گردیدند.

اکنون نیز افراد بسیاری از یاران دیروزی نظام به خاطر انتقاد از رژیم و ولایت فقیه طرد شده و یا در زندان به سر می برند.

اعتصاب غذای اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی که توجه جهانیان را به سوی وضعیت زندانیان در ایران جلب کرد می تواند نمونه دیگری از استبداد و خفقان در ایران باشد.  اکبر گنجی به جرم عقایدش در زندان به سر می برد و دو ماه در اعتصاب غذا بود، حال نیز تحت شکنجه و اذیت و آزار می باشد. رژیم نه تنها روزنامه نگاران را آزاد نمی کند،بلکه هر روزه در پی محدود نمودن هر چه بیشتر مطبوعات است. در آخرین رده بندی آزادی مطبوعات از سوی گزارشگران بدون مرز، ایران در رده کشورهایی بود که در آنها آزادی مطبوعات وجود ندارد.

همه چیز در ایران باید از زیر تیغ سانسور بگذرد. مطبوعات در هر کشوری مهمترین اطلاع رسانی داخلی و خارجی است و از این طریق می توان میزان آزادی در هر کشوری را سنجید.در کشوری که هر روزه سرکوب و خفقان گسترش می یابد ،  گرانی و تورم  عرصه زندگی را بر مردم تنگ تر می کند ،مشکلات اجتماعی روز به روز افزایش می یابد،دزدی و غارت سران رژیم و رشوه و رانت خواری موجود است، آزادی مطبوعات و روزنامه نگاران برای سران رژیم بهای گرانی را در بر دارد.

 ترس از انعكاس خبرها و رويدادها برای رژیمهایی که همواره ناقض آزادی می باشند امری عادی است، زیرا حاکمیت آنها بر ترس و خفقان و سانسور بنا شده است.رژیم جمهوری اسلامی پایه هایش را بر استبداد و خفقان بنا نهاده و آزادی مطبوعات را خطری جدی برای خود می داند.روزنامه نگاران در بند قربانی سانسور رژیم جمهوری اسلامی هستند و باید برای آزادی آنها کوشید.
+ به قلم فریبا محمدی در چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 16:21 |

 

آیا طلاق آسیب اجتماعی است؟

 

 

فریبا محمدی

 

 

 

 

 

ایران یکی از کشورهای است که آسیبهای اجتماعی در آن بیداد می کندوجامعه رابه سوی پرتگاه سوق میدهد.طبق گفته های مسول دفتر آسیب های اجتماعی بهزیستی ایران هر ساله 15 درصد آسیب های اجتماعی  مانند ایدز،دختران فراری،خودکشی،روسیپی گری وطلاق زیاد میشود.

واقعیت جامعه ی ایران این است که بیشتر آسیب ها وپدیده های اجتماعی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و کافی است که کسی به یکی از این بلایا دچار شودناخداگاه به سوی دیگر آسیبها سوق داده میشود.برای نمونه دخترانی که بنا به دلایل مشکلاتی از خانه فرار میکنند،پس از مدتی به راههایی چون تن فروشی،اعتیادوخودکشی سوق داده میشوند.

فقر،بیکاری ودلهره از آینده،عوامل مهمی در افزایش آسیبهای اجتماعی هستندونقش تعیین کننده در سرنوشت انسانها دارند.اما جدا از این بحثها به مقوله ی مهمی بپردازیم که مسوول دفتر آسیبهای اجتماعی به آن اشاره کرده است و آن هم قرار دادن طلاق در ردیف آسیبهای اجتماعی است.آیا در واقع میتوان طلاق را در رده ی آسیبهای اجتماعی قرار داد؟

طلاق مقوله ی است که باید جداگانه آن را مورد بحث قرار دهیم، طلاق حاصل عدم تفاهم دو شخص در زندگی است.

در اینجا به بررسی نگرش و دیدگاه مسوولان رژیم در مورد طلاق می پردازیم.در دیدگاه سران رژیم که از قوانین اسلام منشاء میگیرد،طلاق برای زن به رسمیت شناخته نشده است واین تنها مردان هستند که هرگاه بخواهند می توانند زنان خود را طلاق دهند،اما زنان از چنین حقی برخوردار نیستند..

کودکانی که در چنین خانواده هایی بزرگ میشوند همواره دچار مشکلات روحی روانی هستند.در کشورها ی متمدن وپیشرفته زنان پس از طلاق می توانند زندگی خود را تامین کنند وچنانچه به هر دلیلی نتوانند از کودکانشان مواظبت کنند،دولت مسولیت آنها را برعهده میگیرد واین خود میتواند از ناهنجاریهای اجتماعی جلوگیری کند.اما در ایران زنان پس از جدایی برای تامین زندگی خود با مشکلات بسیار روبه رو میشوندوتامین زندگی به مشکلی اساسی برای آنها بدل میگردد.نبود سرپناه و امنیت جانی ومالی پس از طلاق در مواردی آنان را به سوی تن فروشی سوق میدهد.همچنین کودکان طلاق نیز دچار مشکلات عدیده ای میشوند وهمچنانکه در آمارها می آید بسیاری از کودکان خیابانی از خانوادهای طلاق هستند.در واقع در ایران طلاق تاثیرات مخربی بر جا می گذاردواین سبب شده تا طلاق جزو آسیب های اجتماعی محسوب گردد.اما واقعیت این است که این تاثیرات مخرب، فقط از آنجا ناشی میشود که جامعه و در راس آن دولت، مسولیتی در قبال زنان و کودکان پس از طلاق نمی پذیرد وآنها را مورد حمایت مالی و اجتماعی قرار نمی دهد.

 طلاق در همه کشورهای جهان وجود دارداما با این وجود، در این کشورها طلاق به عنوان آسیب اجتماعی محسوب نمی گردد وزنان و کودکان پس از طلاق زندگی عادی خود را طی میکنند. در این کشورها زندگی آحاد جامعه، در گرو قوانین مردسالارانه نیست.

قوانین قرون وسطایی وفرهنگ مردسالاری حاکم بر جامعه ونوع نگرش سران رژیم به مسایل و مشکلات زنان،از عوامل اصلی به وجود آمدن بینش غلط نسبت به زنان و طلاق است.سوال این است که آیا مردان هم پس از جدایی دچار همان مشکلات میشوند؟نگرش جامعه در مورد آنها چگونه است؟

متاسفانه این نگرش تنها شامل زنان میشود،زیرا طلاق برای زن به معنی پایبندنبودن زن به پیوند زناشویی است واین بسیاری مواقع زن را با وجود شرایط سخت زندگی اش ناچار به تمکین میکند.مسئله ی که بسیار مهم است ونقش اساسی در زندگی زنان دارد،وابستگی اقتصادی زنان می باشد.وابستگی آنها باعث تن دادن به بسیاری کارها می شودوهمچنانکه همواره در خبرها می آید کسان بسیاری از زنان خیابانی،کودکان خیابانی،روسپیان،....حاصل طلاق است.زنانی که ازشواهران خود جدامیشوند ویا همسرانشان را از دست میدهند و مسولیت خانواده بر دوش آنها می افتد،برای تامین زندگیشان به هر دری می زنند.در شرایط کنونی ایران که فقر وبیکاری بیداد می کندوخانواده های بسیاری زیر خط فقر زندگی میکنند،تامین مخارج کمر شکن برای زنان که فرصت شغلی برایشان کم است،بسیار دشوار است.

 فقر،بیکاری،فرهنگ عقب افتاده،نگرش غلط ونبودفرصتهای شغلی وناکارآمدی رژیم همه و همه در به وجود آوردن پدیدهای اجتماعی تاثیرگذار میباشد. طلاق در واقع آسیب اجتماعی نیست،بلکه وجود چنین پدیدهایی که در بالا به آن اشاره کردیم باعث گردیده تا طلاق در رده ی آسیب های اجتماعی قرار گیرد.

+ به قلم فریبا محمدی در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 11:41 |

فرهنگ اسلامی برای مردم ایران بیگانه‌ است

 فریبا محمدی

 بارروي كار آمدن احمدی نژاد روز به روزعرصه‌ی زندگی بر مردم ایران محدودترميشود وموانع بسياري برسرراه زندگی ڕوزمره‌ مردم گذاشته می شود.احمدی نژاد که ریاست شورایعالی انقلاب فرهنگی را نیز برعهده دارد,روز پنج شنبه ی گذشته گفت دولت های اسلامی مسولیت دارند فرهنگ قرآنی را درکشورهای خود گسترش دهند.در جلسه ی شورایعالی انقلاب فرهنگی نمایش فیلم های خارجی که فرهنگ غرب راتبلیغ کنندیاسکولار به نظرآیند ممنوع شده است.آنها میگویندفیلمهایی که مواد مخدر واستفاده ازنوشیدنیهای الکلی را نشان می دهند قابل نمایش نیستند.این ممنوعیت همچنین شامل فیلم هایی که سکولاریسم ،لیبرالیسم وفمنیسم را تبلیغ کند میشود. احمدی نژاد بر این باور است که هرچیزی مغایر اسلام باشد باید ممنوع گردد.بدین ترتیب ماهیت ضد آزادی وضد بشری  احمدی نژادودولتش بیشتر روو می شود.

دولت احمدی نژاد به‌ شدت در تلاش است تا همه‌ی زوایای زندگی مردم را به‌ زیر سیطره‌ی خود در آوردغافل از آنکه‌ چنین کاری  امکان پذیر نیست،چرا که‌ مردم ایران در طول 26 سال حکومت ننگین رژیم جمهوری اسلامی برای همه‌ی آن چیزهایی که اکنون احمدی نژاد میخواهد آنها را باز پس بگیرد مبارزه‌ کرده‌اند و متحمل خسارات بسیاری گردیده‌اندو اکنون به‌ آسانی حاضر نیستند آن را از دست بدهند. همه‌ به‌ خوبی به‌ یاد دارند که‌ اوایل سرکار آمدن رژیم اسلامی وبه‌ دستور شخص خمینی تحت نام دفاع از اسلام به‌ همه‌ی دستاوردهای مردم یورش بردندوموسیقی وآواز ورقص وپایکوبی ممنوع گردید،حجاب اجباری را به‌ زنان تحمیل کردند,هزاران زن را از ادارات به‌ جرم بدحجابی اخراج کردند و هر چیزی که‌ بوی آزادی را میداد ممنوع گردید.بدین ترتیب ابتدایی ترین حقوق مردم ایران پایمال گردیدو جو ترس و وحشت بر جامعه‌ی ایران حاکم شد. 

ماموران جهل و خرافه‌ی رژیم با دخالت درحریم خصوصی زندگی مردم جامعه‌ را قرنها به‌ عقب بردند.حال نیز باسر کار آمدن پاسدار احمدی نژاد که خود‌ از اوایل سرکار آمدن رژیم نقش به‌ سزایی در سرکوب مردم وجنبشها داشته‌ است میخواهند جامعه‌ را یکبار دیگر به‌ دهه‌ی شصت بازگردانند.احمدی نژاد رئیس جمهور ایران که‌ ریاست شورایعالی انقلاب فرهنگی رانیز  بر عهده‌ دارد در چند روز اخیر اعلام کرده‌ است که‌ پخش فیلمهای غربی که‌ مروج سکولاریسم،فمنیسم وفرهنگ غرب می باشد باید ممنوع گردد.

آنها می گویند باید فرهنگ اسلامی را گسترش داد، در حالی که‌ در طول زمامداریشان نتوانستند فرهنگ اسلامی وعقب افتاده‌ی خویش را در جامعه‌ تعمیم دهند.باید از سران رژیم پرسید که‌ فرهنگ آنها همان نیست  که‌ جندالاسام وانصارالاسلام در عراق وافغانستان مردم را قلع وقمع می کنند؟

هر چند بر همگان آشکار است که‌ رژیم اسلامی پشتیبان و مدافع تروریست ها میباشدو می خواهد مردم ایران را با چنین فرهنگی آشنا کند.طالبان ایران در همه‌ی زوایا وحریم خصوصیمردم دخالت کرده‌ و از نوع پوشش گرفته‌ تا نوع نگاه‌ کردن و گوش دادن به‌ فیلم و موسیقی را برای آنها مشخص می کند.

رژیم که‌ در هراس گسترش سکولاریسم و فمنیسم وآزادیخواهی است در تلاش است تا با ممنوع کردن فیلمهای خارجی و حتی فیلمهای ایرانی ساخته‌ی کارگردانهای آزادیخواه‌، در مقابل موج سکولاریستی وآزادیخواهی ایستادگی کند.سران رژیم به‌ خوبی احساس کرده‌اند که‌ ایران در گذار به‌ آزادی ودمکراسی است و موج خروشان آن روزی بساط رژیم اسلامی را در هم می نوردد و به‌ عمر ننگینشان پایان میدهد.حرکتها واعتراضات دانشجویی ،‌کارگری وزنان در طول سالهای اخیر نشان بارزی از حرکت به‌ سوی دمکراسی است.

گرامیداشت یاد مبارز وانقلابی چون چگوارا و گرامیداشت روز کارگر وروز جهانی زن، همه‌ وهمه‌ بازگوکننده‌ی تغییر وتحول در جامعه‌ی ایران است.هر چند رژیم همواره‌ کوشیده‌ است تا این حرکتها را سرکوب کند،اما با رسوایی بیشتر روبرو گردیده‌است.نه‌ احمدی نژاد ونه‌ دیگر سران رژیم   خواهند توانست ايران را به‌ افغانستان دوره‌ی طالبان تبدیل سازند زيرا 26سال زمامداری حکومت اسلامی ثابت نمود که‌ مردم ایران با فرهنگ ارتجاع آنها بیگانه‌ هستند.

+ به قلم فریبا محمدی در سه شنبه سوم آبان 1384 و ساعت 10:34 |