تبليغاتX
نویسا

برخورد با بدحجابی را كم بها ندهيد

رويا پايان

فعال جنبش زنان

اين درد نامه دختران و زنان ايران است كه از تمامی سازمانهای مدافع حقوق بشر درخواست ميكنند:

ما را تنها نگذاريد.

اولين حقوق هر انسان انتخاب در پوشش است، نظام اسلامی ايران اين اولين حق را همچون ديگر حقوق انسانی از ما گرفته است.

 در كشور ايران هر روز شاهد موج جديدی از سركوب هستيم.

يك روز سركوب خواستههاي به حق معلمان، كارگران، دانشجويان وفعالين زن و حال سركوب كليه زنان به بهانه بدحجابي. اين ترفند هميشگي نظام اسلامي ايران است براي پايمال كردن خواستههاي به حق معترضين مدني، سياسي و اجتماعي.

اجازه‌ی تکرار 8 مارس سال 1357 را ندهيد، در آن سال ما زنان درپي اعلام به سرگذاشتن روسري، به خيابانها آمديم و شعار" ما انقلاب نكرديم تا به عقب برگرديم" را سرداديم، اما هيچ سازمان سياسي و سازمانهاي جهاني مدافع حقوق بشرو حتي ديده‌بان حقوق بشر از اين حركت زنان حمايت نكردند، حال نتيجه آن را  ميبينيم.

ما زنان دوباره فرياد بر ميآوريم:

چرا در اين زمان كه دختران جوان و زنان را تنها به بهانه بالا بودن روسری يا کوتاه بودن مانتو به باد كتك ميگيرند هيچ يک از سازمان های مدافع حقوق بشر از اين ابتداييترين حق انساني دفاع نميكنند؟

چرا هتك حرمت دختران جوان، چيزی که به امر روزمره بسيجیها تبديل شده موجب صدور بيانيه هيچ کدام از سازمانهای زنان نمیشود؟

چرا سازمان هاي سياسي مدافع برابري زنان با مردان، فرياد اين زنان را كه اكثريت جامعه را تشكيل مي دهند به گوش جهانيان نميرسانند؟

چرا در برابر اين هجوم وحشيانه نظام اسلامي به زناني كه با نحوه پوشش خود اعتراض شان را اعلام ميكنند سكوت كرده‌ايد؟

زنان ايران هر روز بيشتر از گذشته به بند كشيده ميشوند، زنان ايران هر روز بيشتر از پيش تحقير ميشوند.

 به راستي در اين شرايط حاد كه هر روز بيم خطر حمله نظامي آمريكا به ايران ميرود:

چرا، سد سيوند آبگيري ميشود؟ معلمين، دانشجويان، كارگران وفعالين زن دستگير ميشوند؟ دختران و زنان به جرم بدحجابي مورد وحشيانهترين توهينها و برخوردها قرارميگيرند؟

رژيم اسلامي در تدارك كدام نيات پليد ضد بشري خود است؟

دفاع از حق انتخاب پوشش، جدا از آزادي نيست،

از تمام سازمانهاي فعال زنان در سراسر دنيا، از ديده بان حقوق بشر، سازمان هاي سياسي ، فعالين اجتماعي درخواست مينمايم از زنان ايران در قبال فشار حجاب حمايت نمايند.

نگذاريد تاريخ دوباره تكرار شود، سال 1978 را كه زنان براي آزادي انتخاب پوشش فرياد زدند اما جامعهي دفاع از حقوق زنان در سراسر دنيا سكوت كردند را در خاطره‌ها زنده نكنيد.

 

+ به قلم فریبا محمدی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:28 |

دور جدید سرکوب زنان در ایران

+ به قلم فریبا محمدی در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:14 |

سمیناری در کردستان عراق برای حمایت از کمپین یک میلیون امضاء زنان ایران

روز دوشنبه 5 مارس با شرکت فعالان و سازمانها و انجمنهای زنان در شهر سلیمانیه سمیناری به مناسبت هشتم مارس روز جهانی زن برگزار گردید که هدف از این سمینار پشتیبانی و حمایت سازمانها و انجمنهای زنان کردستان عراق از کمپین یک میلیون امضاء زنان ایران بود. این سمینار که از سوی سازمان حقوق زن کرد، حقوق بشر برگزار گردید به بررسی و تحلیل قوانین ضد زن پرداخت و از همه شرکت کنندگان خواسته شد که حمایت خود را از زنان ایران و کمپین برای تغییر قوانین اعلام کنند.

در این سمینار خانم فریبا محمدی فعال حقوق زنان توضیحاتی در رابطه با کمپین زنان ایران جهت تغییر قوانین مربوط به زنان داد و به بررسی هدف زنان ایران در ارتباط با این کمپین پرداخت و در واقع از زنان کردستان عراق خواست تا هم صدا با زنان ایران برای تغییر قوانین زن ستیز قدم بردارند و آنها در این راه پر تلاطم تنها نگذارند. هم چنین به وضعیت اسفبار زنان در ایران و دستگیریهای اخیر اشاره کرد که چگونه حقوق حقه آنها پایمال می گردد. لازم به ذکر است که در پایان این سمینار بیانیه ای جهت حمایت از کمپین زنان ایران تدوین گردید که قرار است از سوی همه آزادیخواهان و فعالان جنبش زنان امضا شود.

+ به قلم فریبا محمدی در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 12:5 |

متهم اقدام علیه امنیت مدنی کیست؟/ پروين اردلان

 

طي حدود سه دهه گذشته پس از انقلاب، چنين به نظر مي آيد که حفاظت از امنيت در جامعه ما از طريق برخورد با احزاب و گروه هاي سياسي زير عنوان "ضد انقلاب"(دهه 60)، برخورد با اهالي فرهنگ زير عنوان "مهاجمان فرهنگي" (دهه 70) و برخورد با جنبش هاي اجتماعي زير عنوان "براندازان نرم" ( دهه 80 ) اشتغال فکري عملي دستگاه هاي امنيتي ما بوده است..

امنيت قهري
در دهه60، فشار بر نیروها وگروه هاي سياسي خشن و قهري بود. به طوري که تقريبا اکثر احزاب و گروه هاي سياسي مخالف غيرقانوني شناخته شدند و تک صدايي، همه
جا گير و پرصدا شد، دعوا بر سر قدرت بود، هر اقدام مخالفي، امپرياليستي و ضديت با انقلاب محسوب شده و فرمان خاموشي نيز صادر مي شد. اين وضعيت تا اواخر اين دهه و پايان جنگ ادامه داشت. مخالفت ها عريان بود و شدت برخورد نيز عريان تر، شوخي در ميان نبود و جان آدميان کم بها.

امنيت فرهنگي
در دهه 70 و با زمزمه هاي تمرکززدایی و آغاز دوران "سازندگي"، فضاي اجتماعي تا حدودي مجالي براي تنفس يافت، فعاليت ها در چارچوب اقدامات فرهنگي و اهداف فرهنگي شکل گرفت، بحث آزادي بيان نه از منظر کسب قدرت سياسي که براي ارتقاي فرهنگي جامعه نيز مجالي براي بيان پيدا كرد. نويسندگان، روزنامه نگاران و هنرمندان عرصه اي براي عمل فرهنگی يافتند. اما در اين ميان برخورد حذفي و شدت عمل خشونت آميز قبلي جايش را به بگير و ببند خشونت
آميز داد تا هر عمل منتقدانه ای را کنترل کند. از این رو به رغم آزادی اجتماعی نسبی، فشار بر نويسندگان و روزنامه نگاراني را که حين کار فرهنگي، به آزادي بيان و فعاليت هاي صنفي و تحقق خواست هاي حقوق بشري معتقد بودند و در اين عرصه نقش هاي محوري نيز داشتند افزايش یافت. تئوري اين شدت عمل ها "تهاجم فرهنگي" بود و فعالان فرهنگي اش "مهاجمان فرهنگي" ناميده مي شدند، يعني "مخالفاني که از طريق کار فرهنگي و ارتباط با بيگانه، با اسلام و نظام سرجنگ داشتند". به اين ترتيب تهديد، تخريب شخصيت، احضارهاي تلفني، بازجويي، پرونده سازي علیه نویسندگان و روزنامه نگاران براي ايجاد رعب و وحشت آغاز شد. هدف ها يکسان اما شيوه ها متنوع بود، چهره زدايي، "سناريو" نويسي و اقدام به حرکت هاي غير قابل پيش بيني مرسوم شد. حکایت ماجراهای آن دوران از ورود به جلسات نویسندگان گرفته تا فشار بر روزنامه نگاران، بسیار گفته شده است. من که از شاهدان عيني آن دوران بوده و در مجله آدینه در بخش اجتماعی و انتشار ويژه نامه زنان فعال بودم، سال 1375 براي نخستين بار با ماموران امنيتي آشنا شدم، ابتدا در فرودگاه و در جريان ناپديد شدن يک نويسندهي مسافر و سپس هنگام بازجویی در وزارتخانه و در جريان اتهام به همکاري در خودناپديدي آن مسافر!؟ تصور ميشد که وزارت اطلاعات دو جناح خوب و بد دارد، دو جناح فرهنگي و ضد فرهنگي که يکيشان اهل بحث و مجادله و گفتگو و ديگري سرکوب گر است، و من در وحشتي که برايم ساخته بودند مانده بودم که با کداميک طرفم؟! از يک سو زندگي خصوصي منتقدان عرصه اي بود براي جولان کنجکاوان دوران "ويکتوريايي" و تاخت و تازهاي غير اخلاقي، و از سوي ديگر زندگي اجتماعي شان، بهانه اي بود براي اتهامات سياسي، و جامعه استبداد زده هم، آماده ضعيف کشي!

 


ادامه مطلب
+ به قلم فریبا محمدی در دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 11:6 |

 

اعتراض به‌ دستگیری عدنان حسن پور

 

 

روز پنج‌شنبه مورخه‌ي پنجم بهمن ماه هشتاد و پنج، عدنان حسن‌پور روزنامه‌نگار مستقل و تحليل‌گر مسايل سياسي و اجتماعي، با ترفند به بيرون از منزل فراخوانده شده و دستگير مي‌شود. سپس نيروهاي اطلاعات شهرستان مريوان با دردست داشتن حكم دستگيري و تفتيش منزل وي، وسايل شخصي ايشان ازجمله كامپيوتر، كتاب‌ها و دست‌نوشته‌هايش را همراه خود مي‌برند. درضمن ايشان از زمان دستگيري تا به امروز يعني بيست و سوم بهمن‌ماه در بازداشت نگه داشته شده‌اند، و به هيچ‌كدام از اعضاي خانواده‌اش اجازه‌ي ملاقات با وي داده نشده است.

ما جمعي از نويسندگان، شاعران و هنرمندان كردستان، ابتدا اعتراض خود را نسبت به نحوه‌ي دستگيري وي اعلام مي‌داريم. چرا كه برخوردي از اين دست به هيچ عنوان شايسته‌ي يك فعال عرصه‌ي قلم نيست و بيشتر مناسب حال قاتلان و بزهكاران گريزان از قانون به نظر مي‌رسد. سپس با توجه به اصل 37 قانون اساسي، مي‌خواهيم كه درخصوص ايشان برخوردي قانوني و درخور شأن و جايگاهي كه دارند صورت گيرد.
درعين حال اضافه مي‌كنيم، كه ما در عصر تسلط رسانه‌ها، در راستاي تقويت مباني فرهنگي اين جامعه، شكوفا نمودن و توسعه‌ي فرهنگي را وظيفه‌ي خود مي‌دانيم. واضح است كه براي توفيق و به‌جاي آوردن مسئوليت خود نياز به فضايي امن و مناسب داريم. دستگيري فعالين اين عرصه به اتهامات ساختگي و در صدر آن‌ها برچسب‌هاي نارواي سياسي، جز اين‌كه جو را آشفته مي‌كند و موجب خاموش شدن صداهاي صادق و ظهور جريانات كاذب مي‌شود، نتيجه‌اي دربر ندارد.
درپايان انتظار مي‌رود كه مسئولان با ديدي بازتر و واقع‌بينانه‌تر به عملكرد فعالين مستقل در عرصه‌هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و هنري بنگرند.

 


علي اشرف درويشيان
 منصور ياقوتي
 جلال ملك‌شاه
جليل زاديخواه
عباس جليليان
حسين شيربيگي
محمدصالح سوزني
رحيم لقماني
 ناصر وحيدي
حسين محمدزاده
ابراهيم احمدي‌نيا
عبدالخالق يعقوبي
حامد كهنه‌پوشي
يونس رضايي
محمد احمدي
عزيزناصري
بهزاد كردستاني
انور روشن
عدنان حسيني
رهبر محمودزاده
جلال منوچهري
رئوف محمودپور
احمد بحري
حمزه محمدي
علي   دلاويز
دكتر اسعد ثابتي
دكتر اقبال رشيدي
امجدغلامي
 رسول غلامي
 حسن شوان
 آذر صوفي
قادر علي‌خواه سلطاني
فوزيه سلطان‌بيگي
طاهرخديو                                                 
جليل سحابي
سعدقاضي 
 مريم قاضي
هژار نبي‌زاده
كمال حسو
سعيد ساعدي
علي قاسمي
اميرمصباح
علي ناصري
حامد فرازي
مظفرخسپي
حامد توحيدي
رحمان هوشياري
پروين ذبيحي
فاتح بادپروا
جمال ايماني
علي محمودي
مهدي خوندل
منيژه پيروتي
جمشيد بهرامي
آوات صديقي‌نيا
مختار هوشمند
داراآزادمنش
مختار محمدي
نشوان نادري
احمد حبیبی
هيوا نادري
دانا منوچهري
چيمن جوانرودي
علي خوش‌نمك                                   
مهدي مرادی
امین عزیزی
ابراهيم مينويي
حسين حيدري
كاوه شمس
كژال راستبين
دانیال ایمانی
 مصطفي احمدزاده
دکتر رویا طلوعی    

+ به قلم فریبا محمدی در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 11:17 |
نويسنده: گروه خبر زنستان

siteon0.jpg
سايت ”تغيير براي برابري“ كه حدود يك ماه پيش فيلتر شده بود و با آدرسي جديد به فعاليت خود ادامه مي
‎داد، مجددا از روز 17 بهمن مسدود شد. اين دومين‎
باري است كه طي 5 ماه گذشته سايت خبري كمپين يك ميليون امضاء فيلتر مي‎شود.
لازم به ذكر است كه تلاش دسته جمعي براي جمع‎آوري يك ميليون امضاء به عنوان حركتي منطقي و در چارچوب قانون كه از مسالمت‎آميزترين شكل ممكن (يعني آگاهي‎رساني و جمع‎آوري امضاء) براي درخواست تغيير قوانين بهره مي‎برد، كار خود را از شهريور ماه 1385 آغاز كرده است.
اين كمپين هدف خود را بر آگاهي‎رساني به زنان ايراني در مورد قوانين تبعيض‎آميز موجود به طريق ”چهره به چهره“ متمركز كرده است و تاكنون در بسياري از شهرهاي كشور گسترش پيدا كرده است.

+ به قلم فریبا محمدی در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 10:44 |

 

حمایت هلن سيکسوس نويسنده و فیلسوف بزرگ فرانسوی از جنبش يک ميليون امضا

همبستگی حداقل کاری است که می توانم انجام دهم

هلن سيکسوس نويسنده بزرگ فرانسوی از جنبش يک ميليون امضا حمايت می کند .

هلن سيکسوس نويسنده بيش از چهل رمان، نمايشنامه و جستار است. از جمله پايه گذاران" نوشتار زنانه " محسوب می شود اما اين امر به معنای اعتقاد او به جنسيت ادبيات نيست . او در مقاله ای می گويد : " آزادی زن در گذار از زبان رخ می دهد" و زن " می بايد گفتار آغاز کند و باور نکند که چيزی برای گفتن ندارد . نپذيرد که در مدرسه به او بياموزند که زن برای گوش سپردن، باور کردن، کشف نکردن و خلق نکردن آفريده شده است" .

هلن سيکسوس در مصاحبه ای در باره حمايت خود از جنبش يک ميليون امضا می گويد : طبيعی است که از چنين جنبشی حمايت کنم . فکر می کنم همبستگی حداقل کاری است که می توانم انجام دهم و البته اين به معنای يک موضع گيری همراه با تبختر برای درس دادن به ديگران نيست . معتقدم تبادل و گردش اطلاعات در عرصه بين المللی بسيار مهم است. از سوی ديگر در کشوری مثل ايران شاهد ظرفيت های مهم فرهنگی همراه با شرایط متناقص، پيشرفت، عقب گرد و سرکوب هستيم. برای مثال در گنجينه فرهنگ ايران حضور زن شاعر بزرگی مثل فروغ فرخزاد اهميت بسيار دارد . به گمان من می بايد بر همه منابعی که در نوسازی و تحول به کار می آيند تکيه کرد.

 

+ به قلم فریبا محمدی در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 11:53 |

+ به قلم فریبا محمدی در جمعه سیزدهم بهمن 1385 و ساعت 11:34 |

نازنين از اتهام قتل عمد تبرئه شد

اين دختر جوان كه نازنين نام دارد پيش از اين در شعبه 71 دادگاه كيفرى محاكمه و به قصاص محكوم شده بود.
نازنين كه مدعى است در دفاع از خود مرتكب قتل شده است پس از صدور حكم به آن اعتراض كرد كه پرونده براى رسيدگى بيشتر به ديوان عالى كشور فرستاده شد.
قضات ديوان عالى كشور پس از بررسى پرونده حكم قصاص متهم را نقض و پرونده را براى رسيدگى دوياره به شعبه 74 دادگاه كيفرى استان تهران فرستادند.
مهاباد معروف به نازنين 17 ساله كه داراى سابقه فرار از خانه است در اين پرونده متهم به مباشرت در قتل جوان 23 ساله‌اى به نام يوسف در تاريخ 9 اسفندماه سال گذشته است.
نازنين در اين روز در يك درگيرى در اكبرآباد كرج پسر 23 ساله‌اى را با ضربه‌ چاقو مجروح كرد كه پسر جوان پس از انتقال به بيمارستان به علت شدت جراحات جان سپرد.
درنخستين جلسه محاكمه متهم كه 13 دى ماه سال گذشته برگزار شد پسر 18 ساله‌اى به نام حميد به عنوان مطلع در جايگاه حاضر شد و در خصوص روز حادثه گفت: آن روز من، نازنين و دختر و پسر ديگرى كنار خيابان ايستاده و در حال صحبت بوديم كه دو نفر به نام‌هاى محمود و سلمان به سمت ما آمدند و خواستند كه از آنجا برويم.
ما موتور خود را روشن كرديم و قصد داشتيم از محل برويم كه يكى از آنها سنگى به سوى ما پرت كرد.اين كار او باعث شد كه سميه و نازنين با آنها درگير شوند.
در حين درگيرى يوسف نيز وارد ماجرا شد كه در يك لحظه متوجه خونريزى از شكم او شدم.
سپس جوان ديگرى به نام روزبه نيز به عنوان مطلع به جايگاه آمد و با تكرار ادعاهاى حميد اظهار داشت: ما با نازنين در خانه فساد مردى به نام جهانگير آشنا شديم. روز حادثه دو پسر جوان از ما خواستند كه همراه آنها به خانه مجردي‌اشان برويم كه اين موضوع باعث درگيرى ما شد.
قاضى عزيز محمدي‌ رئيس شعبه 71 دادگاه كيفرى تهران در ادامه جلسه رسيدگى به اين پرونده از متهم خواست كه با حضور در جايگاه به دفاع از خود بپردازد كه او گفت: من اتهام قتل را قبول دارم ولى او را به صورت عمدى نكشتم. روز حادثه همراه برادرزاده 14 ساله‌ام به نام سميه براى خريد لباس عيد از خانه خارج شديم كه در ميان راه او حميد را ديد و خواست كه همراه او برويم. او سوار موتور حميد شد و من نيز سوار موتور روزبه‌ ، دوست حميد، شدم.
در ميان راه روزبه گفت، مي‌خواهد سيگار بكشد به همين خاطر در محل حادثه توقف كرد. در آنجا دو پسر جوان به سمت ما آمدند و خواستند كه همراه آنها به خانه مجردي‌اشان برويم.
من از روزبه خواستم كه از آنجا برويم سوار موتور شده‌ بوديم كه يكى از آنها سنگى پرت كرد. سميه به سمت آنها رفت و به خاطر اين موضوع با دو پسر جوان درگير شد.
من هم در دفاع از برادرزاده‌ام وارد درگيرى شدم. در اين هنگام يوسف هم به آن محل آمد.
او مرا محكم گرفت و لباس و كاپشنم را پاره كرد. من با چاقويى كه براى دفاع از خود همراه داشتم خطى روى دست او كشيدم و همراه سميه فرار كرديم.
نازنين ادامه داد: يوسف با موتور به دنبال ما آمد كه من در دفاع از خود چاقو را به سمتش پرت كردم. نمي‌دانم چاقو به كجاى او اصابت كرد.
متهم به قتل كه تاكنون دوبار در زندان خودكشى كرده است در آخرين دفاعش نيز مدعى شد قصد كشتن يوسف را نداشته است.
پس از محاكمه نازنين در شعبه 74 دادگاه كيفرى استان تهران قضات اين شعبه او را از اتهام قتل عمد تبرئه كرده و عمل او را دفاع مشروع تشخيص دادند.

 

+ به قلم فریبا محمدی در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 11:33 |

شکاف جنسی درایران: رتبه ۱۰۸ از ۱۱۵ کشوردنیا

 

علی طایفی

 

براساس گزارش شکاف جنسی در جهان منتشر شده در سال 2006 توسط فوروم اقتصادی جهان، ازبین 115 اقتصاد مورد بررسی درجهان که بیش از 90 درصد جمعیت دنیا را در بر می گیرد، ایران رتبه 108 را بدست آورده و با بدترین وضعیت در دنیا از نظر نابرابری حنسی 7 مقام فاصله دارد! 10 کشور نخست دنیا که دارای کمترین شکاف و فاصله جنسی دردنیا هستند عبارتند از: سوئد، نروژ، فنلاند، ایسلند، آلمان، فیلیپین، زلاندنو، دانمارک، انگلستان، ایرلند.
این گزارش مبتنی بر چهار شاخص اساسی زیر تدوین شده است:
1. مشارکت وفرصت اقتصادی بر اساس دستمزدها، سطح مشارکت و دسترسی به اشتعال دارای مهارت بالا،
2. دسترسی به آموزش براساس دسترسی به آموزش ابتدایی و سطوح عالی تر،
3. توانمندی سیاسی یر پایه نمایندگی درسا ختارهای   تصمیم گیری سیاسی
4.   بهداشت و بقا بر اساس امید به   زندگی و نسبت جنسی.
اطلاعات مبتنی بر این گزارش براساس 4 شاحص فوق در خصوص وضعیت نابرابری جنسی درایران درجدول زیر آمده است. شواهد حاکی است رتبه کلی ایران از منظر 4 شاخص مذکور 108 می باشد.   مقایسه هر شاخص به تفکیک نیز نشان میدهد که از نظر فرضت ها و مشارکت اقتصادی، رتبه ایران 113 از 115 کشور است گه بدترین وصعیت را نمایش می دهد. همچنین شاخص توانمندی سیاسی نیز نشانگر این است که ازبین 115 کشور مورد بررسی، ایران رتبه 109 را بدست آورده است یعنی بالاتر از رتبه متوسط کل. از سوی   دیگر از منظر شاخص های دسترسی به آموزش   و بهداشت به ترتیب از 115 کشور رتبه های 52 و 79 را احراز کرده است که بهرحال در مسیر بهبود نسبی قرار دارد.
 
برخی از کشورهای دیگر مورد مطالعه دارای رتبه هایی از قرار زیر می باشند:
استرالیا 15، آفریقای جنوبی 18، کاستاریکا 29، اسرائیل 35، ازبکستان 36، تایلند 40، روسیه 49، نیکاراگوئه 62، چین 63، سنگاپور 65، برزیل 67، اندونزی 68، فرانسه 70، مالزی 72، ایتالیا 77، ژاپن 79، شیلی 78، قبرس 83، کویت 86، بولیوی 87، کامبوج 89، تونس 90، بنگلادش 91، کره 92، اردن 93، الجزایر 97، هند 98، اتیوپی 100، امارات101، بحرین 102، بورکینافاسو 104، مراکش 107، مصر 109، عربستان 114، پاکستان 112، یمن 115.
 

 

+ به قلم فریبا محمدی در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 9:45 |